خوابیدن سوشیانت

این روزا ساغر کلا پیش ماست و واقعا کمکم میکنه حالا چه جوری باید جبران کنم خدا میدونه

سوشیانت واقعا خوردنی شده روز به روز ادا اطواراش بیشتر میشه و من گاهی اینقدر دندونامو رو هم فشار میدم دندون درد میگیرم

روروک سواریش خیلی بهتر میشه و تقریبا باهاش راه میره

سوپ خیلی دوست داره و خوب میخوره ولی حریر بادوم زیاد دوست نداره و به بدبختی میخوره یکشنبه بهش پوره سیب زمینی دادم دوست داشت و خورد ولی آخرش داشت بالا میاورد خوب من چه جوری بفهمم این بچه سیر شده آخه

 یوسف مریض شده یعنی روی غوزک پاش همیشه پوسته میشده و اونم میکنده حالا چرک زده رفت دکتر چرکشو خالی کرد و حالا هر روز آمپول میزنه طفلکی

رژیمو شروع کردم تا حالا 2 کیلو کم کردم پیاده روی هم میرم یکشنبه هوا خیلی خوب بود سوشیانت رو هم بردم و ایشون کالسکه سواری کردن

خوب الان دو هفته از نوشته های بالا میگذره و من تا کنون 6 کیلو وزن کم کردم اینقدر سرم شلوغ شده که وقت نمیکنم بیام نت و از این موضوع ناراحتم چون یادم میره چه اتفاقاتی افتاد و از دستم در میره

پسر کوچولوم روز به روز خوردنی تر میشه صبحها که البته بهتر بگم بعدازظهر ها که از خواب صبحگاهی بیدار میشه حریر بادوم میخوره و ساعت 4 بعدازظهر ناهارشو که سوپ هست میخوره و شب حدود ساعت 10 شام که دوباره سوپ هست میخوره و پندار به خاطر این موضوع دعوام میکنه و میگه از اول برج باید 5 وعده غذا بدی به این بچه چه جوری میخوای از 1 بعدازظهر تا 10 شب اینکارو انجام بدی صبحها زودتر بیدار شید ولی واقعا نمیشه امروز که جمعه بود و پندار خونه بود بچه رو ساعت 10 بیدار کرد اونم تا بعدازظهر نق زد و سرحال نشد که نشد خوب مدلش اینطوری دیگه

یه کار بانمک سوشیانت اینه که وقتی خوابش میاد سرشو باید یه جایی فرو کنه اگر دراز کشیده باشه که پتوشو میکشه رو سرش ولی اگر نشست سوشو فر میکنه مثلا تو گوش عروسکش یا تو روروک دیدم رفته یه گوشه مبل سرشو فرو کرده تو دسته مبل پارچه ای یا اگر تو بغل باشه میره زیر گردن آدم اینقدر با نمک میشه که نگو بعد همه کاراش اسلوموشن میشه آراوم پلکاشو میبنده یا ثابت به آدم نگاه میکنه خلاصه که واقعا خوردنی میشه

روزا خیلی باخودش سرگرم و زیاد کاری به من نداره و من بیشتر فرصت میکنم به کارام برسم میشینه وسط خونه منم دور تا دورش بالش میزارم و تو جای لگوش پر اسباب بازی میکنم میزارم جولوش اونم به سرعت اسباب بازیارو خالی میکنه و جاشو میگیره دستش الان دیگه کاملا خوب میشینه و تعادلش رو حفظ میکنه

همیشه حموم رو خیلی دوست داشت ولی تا چند وقت پیش وقتی میزاشتمش تو وان ثابت مینشست ولی الان شالاپ شولوپ میکوبه تو آب و حسابی بازی میکنه و دنبال اسباب بازیاش دستشو اینطرف و اونطرف میبره

ساغر رفت تبریز کلی لباسای خوشگل برای سوشیانت خرید واقعا چیزای قشنگی براش خریده دست خاله خانم درد نکنه بهش گفتم بابا این بچه که چیزی نمیفهمه چرا اینقدر براش چیز میز خریدی میگه خودم لذت میبرم چه ربطی داره

یوسف هم تصادف بدی کرد و دو تا در عقب ماشین افتضاح شد طفلکی خیلی ناراحت ولی شکر خدا خودشون چیزیشون نشد

فردا شبم که شب یلداست و ما برنامه خاصی نداریم

یلداتون مبارک دوستای گلم

 

 اینم پسرک کتاب خون من

اینم پسرک من در حال غذا خوردن که ای وای چی بگم دستشو میکنه تو دهنش و میماله به چشم و سر و صورت و یهو وسط غذا خوردن بازیش میگیره و پوف پوف همه غذا رو شلیک میکنه بیرون یا یهو عطسه میکنه و خلاصه بساطی داریم

/ 13 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهه

الهي چقدر بانمك شده خدا حفظش كنه

مامان آرنیکا

چه جگری شده

شیما مامان شاهین کوچولو

خوش بحالت تا ظهر میخوابید.... من که از دست شاهین 6 صبح بیدارم... یعنی قبل از اینکه امین بیدار شه بره سر کار شاهین بیداره [گریه] خیلی کمبود خواب دارم... سرشب هم میخوابه اما من عادت ندارم زود بخوابم... اصن یه وزییییییییییه [شرمنده][زبان]

آزاده

عزیز دلم چه آقایی شده... هزار ماشالا حسابی بزرگ شده این مدت خدا حفظش کنه[قلب]

دریا

وایییییییییییییی ماشالله ماشالله واقعا هم خوردنی هست این پسری نازمون[بغل]

خواننده خاموش

سلام سحر جون خیلی کم برات بیام میزارم ولی همیشه دنبالت میکنم بسرت خیلی ناز وخوردنی شده میبوسمش سحر عزیز میشه دستور رزیمتو اینجا بذاری چون من سخت دنبالشم ممنون میشم عزیز[قلب]

عسل

چههههه گل پسری ماشالاااااا خدا حفظش کنه

عسل

شاد باشین همیشه