همه زندگی من

سه شنبه صبح ساغر بهم میگه یوسف زنگ زده که پولامو بریزید تو کارتم میخوام برم به ماشین سیستم نصب کنم یه جوری منصرفش کن به خودش زنگ زدم کوتاه نیومد به مامان زنگ زدم میگه تو ازپسش برمیای به بابا گفتم میگه من نمیتونم بهش نه بگم حالا دلیل همه مخالفت سه چیز بود اول اینکه را به را باید به علت آلودگی صوتی توقیفش کنن دوم اینکه هر روز میره تو جاده از آمل به بابل صدای ضبط که خیلی بلند باشه هم رو سرعتش تاثیر داره هم صدای اطراف رو نمیشنوه و آخرین دلیل اینکه بابا مردم دارن برا یه لقمه نون هلاک میشن اوضاع مالی همه داغونه بعد آدم ره 1200000 تومن بده سیستم نصب کنه بهش گفتم تو الان هرچی داری باید یه فکری براش بکنی که بتونی چند برابرش کنی نه اینکه بریزی دور اگر 2 سال پیش بود واقعا من اینهمه مخالف نبودم حالا یکی از مشتریام دیده بود هی من حرص میخورم اومد بهم گفت اینقدر بهش سخت نگیرین منم همین مشکل رو چند سال پیش تو خونه داشتم و کار خودمم کردم ما پسرا دلمون به این چیزا خوش

آخه حقم دارن نمیدونن چطوری خودشونو تخلیه کنن

القصه رفت و حسابی گشت آخرش اومد خونه گفت خیلی گرون بود دلم نیومد یعنی نه به حرف ما خودش منصرف شد

سه شنبه شب هم مامان و بابا و ساغر رفتن گیلاس یوسف یه سر اومد پیش من و بعد با علیرضا پسرخالم رفتن خونه مامانم اینا

ولی چهارشنبه که پندار خونه نبود بهش گفتم باید بیای پیش من چون من میترسم یعنی اگر بدونیو از ساعت 8 غروب منو سرکار گذاشت هی گفت یه ربع دیگه نیم ساعت دیگه بلاخره ساعت 11 با پسرخالم اومدن پیشم میخواستم یه خورده باهاش صحبت کنم که نشد تا شام بخوریم و بخوابیم دیگه وقتی باقی نمود

احساس میکنم تموم زندگیم شده اینکه یوسف کجا میره چکار میکنه چی میخوره با کی میگرده و ..... خیلی نگرانشم و نمیدونم چطور باید ازش محافظت کنم که به راه بد کشیده نشه و بلایی سر خودش نیاره چون قبلا که گفتم کبدش چرب الکل براش مثل زهر می مونه و غذای چرب هم که براش بده باید مدام ورزش کنه ورزش که نمیکنه بیرون هم که نمیدونم چی میخوره

خلاصه اینکه همه زندگیم شده نگرانی برای این بچه البته مامانم و خواهرم و بابام هم مثل من

بزرگ تر که بشه و یه خورده عاقلتر خیالمون راحت میشه الان 19 سالشه و به عاقبت چیزی فک نمیکنه فقط میخواد تو حالی که داره زندگی میکنه خوش باشه و لذت ببره

/ 28 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

وایییییییییییییی سحر مبارکهههههههههههه لطفا به من هم رمزتو بده

گلی

سلام سحر ی خوشحالم برات خیلییییییییییییییییییییییییییی زود رمزو بده دلمون اب شد

مامان مهدیس و محمدراستین

سلام. سحر جون زود زود برام رمز رو بگذار ببینم ماجرا چیه؟ پس تصوراتم درست بوده. مبارک باشه.

نازی

رمز سحر رمز. آخی نینییی

پونه

من رمز ندارم

ابجی

سحرییییییییییی جدییییییییییییی من رمز ندارم ولی عنوانش یعنی ما داریم خاله می شیم تورو خدا جدی می گی ؟؟؟؟؟ ای جان مامان سحر زود زود بهم رمز بده اگه ینی باشه که من فکر می کنم وایییی مبارک باشه عزیزه دلم مبارک باشه قشنگیایه من مبارک باشه مامانی من

سیما

سلام..از خواننده های قدیمی هستم..دوست داشتی رمز بده

مامان ارشیا

جیگر دوست خوب و خوشگلم .. مرسی که به ما سر زدی سحرم[بغل]