هفته 25

 وارد هفته 25 شدم و طبق گفته ها و شنیده ها احتما قد پسرم 35 سانت و وزنش حدود 650 گرمقلب

بارداری داره اون روشو بهم نشون میده همه جام درد میکنه و طبق معمول خوابیدن همراه با درد و ...

ولی شیرینیش به اینه که پسر مامان روز به روز قویتر میشه و لگداش محسوس تر با اینکه همچنان تنبل تشریف داره ولی ضرباتش قویتر شده و تقریبا میتونم بگم که بقیه هم متوجه حرکتش میشن

این هفته دو بار داییم و خانمش و دخملش اومدن بهم سر زدن و که یه شبش مامانم اینا هم اومدن و یه شب هم پسرخالم و خانمش اومدن پیشمون

یه شب هم با دوستامون شام رفتیم بیرون پندار اینقدر خورد که تا صبح نتونست خوب بخوابه

سه شنبه هم رفتم تهران برای چکاب و شکر خدا همه چیز خوب بود دکترم داره میره امریکا و تا 25 فروردین برنمیگرده و نوبت بعدیم شده 1 اردیبهشت و اگر خدا بخواد روز موعود 22 اردیبهشت خواهد بود و تو این مدت منشی هاش تلفن ها رو جواب میدن و اگر مشکلی پیش بیاد دو تا دکتر دیگه هستن که در نبود دکتر اخوان آذری به داد مریضها برسن

به دکترم گفتم برام الکی یه ماه استعلاجی بنویسه قبول نکرد گفت اگر اینکارو بکنم تو نباید به من اعتماد کنی و من یه کم خجالت کشیدم البته فقط یه کم چون یه جورایی خودمو از بیمه طلبکار می دونم

آخه خدایی این بیمه به هیچ دردی نمیخوره هیچ استفاده ای نمیشه تنها جایی که استفاده شد تو آزمایش 170 تومنی بود که زحمت کشیدن 5 تومن کم کردن خیلی زحمت میکشن واقعااااااااا

دکترم توصیه کرده گن بپوشم و الان می پوشم مکمل هام رو هم عوض کرده

یه روز هم با مامانم رفتیم بازار ولی چیز خاصی نخریدم

به پندار میگم وقتی به هوش میام بچه باید کنارم باشه نمی تونم صبر کنم تا بیارنش و حسودیم میشه که همه اون کوچولوی دوست داشتنی رو زودتر میبینن

دیگه اینکه فکرای عجیب میزنه به سرم مثلا میگم نکنه وقتی بچه به دنیا اومد و خواستن سر و تهش کنن یه وقت از دستشون بیفته

یا اینکه نکنه یه وقت عوض شه

یا اینکه نکنه وسط عمل به هوش بیام و ...

خیلی دلم میخواست برم سونو سه بعدی ولی دکترم گفت نیاز نیست و خونواده اجازه نمیدن که الکی برم میگن به اندازه کافی اشعه میگیری ولی دلم میخواست واضحتر ببینمش که نشد

راستی اسم رو هم انتخاب کردیم سوشیانت به معنی ناجی که موعود دین زرتشتقلب

 مامانم امشب مهمون داره دختر داییم رو داره پاگشا میکنه دسرهاشو قرار شد من درست کنم دیشب مشغول آماده کردن دسرها شدم و شیر رو ریختم تو پارچ مخلوط کن و دیدم همش از زیر ریخت کف آشپزخونه و تصمیم گرفتم تو کاسش درست کنم که باز هم میریخت بیرون ولی نه به اون شدت بالاخره درست شد ولی غذاسازم جواب کرده حیف شد خیلی ازش استفاده میکردم اینقدر هم گرون شدن دیگه نمیشه طرفش رفت

امروز هم بابا و مامان پندار زنگ زدن ناهار میان اینجا البته غذاشون رو هم میارن و من راحت نشستم پست میزارمزبان

 از فردا وارد هفته 26 میشمهورا

/ 27 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ملیکا

ایشالا که هیچ اتفاقی نمیافتههههههههههههه. من اخرش پرو لباس عروس ندیدمممممممممممم[گریه]

مامان مهدیس و محمدراستین

سلام. چه اسم قشنگی. مبارکش باشه. چه خوب که پسر طلا اردیبهشتی میشه. اردیبهشتیهای خونه ما خیلی دوست داشتنین[قلب]

مامان مهدیس و محمدراستین

راستی سحر جون من به عنوان مامانی که سابقه بیهوشی کامل و بیحسی اسپاینال رو دارم با وجود دردهای بعدش دومی رو بهت پیشنهاد میکنم. واقعا اون لحظات اول که نی نی رو میبینی با هیچی تو دنیا قابل عوض کردن نیست.

تنها

دنبال نرم افزار فیس بوک میگردم پیدا نمیکنم [گریه] چیکار کنم من؟

آبجی

به سلامتییییییییی به به پسر گلمون اسم دارم شد .. اولین باره این سام رو می شنوم ان اشلله برازندش باشه یه کوچولو فک کنم تلفظش سخت باشه ... ای جان لگد می زنه ؟؟؟؟ جوجو 35 سانتی متری گوارایه وجودت این حظایه مادرانه الهی نگران نباش خواهری من اناشلله به شیرینی هر چه تمامتر نی نی می اد بغلت حسابی هم مواظبه خودت باش گلم از بیمه ها نگو که فقط پول اضافه از آدممی گیرن اخر سرم هیچی به هیچی راستی یه سوال می شه لطفا جواب بدید ؟؟؟ دکتر چرا گفتن گن بپوشید ؟؟؟ یعنی فشار به رحمتون نمی اره گن ؟

تنها

میدونم بابا[مغرور] هون فیلتر شکنو میگم [خجالت]

مامان هلن

سلام عزیزم خدا رو شکر که همه چی روبه راهه با دکترت یه مشورتی کن الان دیگه اکثرا از روش راش یا بی حسی استفاده میکنن که ضررش هم برا جنین خیلی کمتره واولین کسی که نینی رو میبینی خودتی که دنیاییه و تا آخر عمرت اون لحظه زیبا رو داری جلوی چشمت ... مواظب خودت و نینی باش

دريا

منم اين اسم و خيلي دوست دارم...اصلا هر چي اسم اصيل ايراني و زرتشتيه دوست دارم

دست کوچولو

مامان مهربوووون می شی من شک ندارم.

مامان نیروانا

جیگر این موش کوچولو با اون اسم خوشگلش مبارک باشه سحر جون[ماچ]