کنسلی سفر +پیش خرید خونه+ولگردی من

یکشنبه شب رفتیم خونه عموم که تازه خونشو عوض کرده و براش کادو گرفتیم

چقدر روزه گرفتن سخته تموم بدنم میلرزه و خیلی تشنمه تو شرکت ما که هیچکی روزه نمیگیره غیر از من بین دوستامم کسی روزه نمیگیره ولی من روزه گرفتنو دوست دارم حالا کلا نماز نمیخونما ولی توی ماه رمضون هم نماز میخونم و هم روزه میگیرم قدیما قرآنم میخوندم ولی الان حسش نیست آخه خیلی خسته و هلاکم

ناخونامو کوتاه کردم و لاکمم پاک کردم فک کنم تا آخر ماه رمضون ادامه بدم ولی خیلی سخته دستامو بدون ناخن و لاک ببینم من اهل آرایش کردن نیستم و هیچوقت تو کیفم نمیتونی لوازم آرایش پیدا کنی ولی لاک دست و پام یه روز درمیون عوض میشه آخه صورتمو که هی نمیبینم ولی دستم همیشه جلوی چشمم

دوشنبه رفتم یه خونه پیش خرید کردم خیلی وقته دنبالش بودم بالاخره یکی پیدا کردم زمینش وقفیه حالا همه میگن گرونه ولی بابام میگه خوبه منم به حرف اون ایمان دارم طرف دوست بابامه تازه داره شروع میکنه به ساخت ممکنه دو سال طول بکشه تا حاضر شه ولی من عجله ندارم عوضش مطمئنم یه خونه محکم و لوکس گیرم میاد نه یه خونه بساز بفروشی هر چند احتمالش هست که وسطاش از پسش بر نیام و مجبور شم بفروشمش چون من حدود 80 تومن برای خونه در نظر داشتم ولی این شده 125 تومن

نمیدونم هرچی خدا بخواد همون میشه فعلا که تا مشکل اساسی حل نشه هیچ چیز منو خوشحال نمیکنه  یعنی جواب یه آزمایش باید بیاد مال خودمم نیست ولی مال یه عزیزه 20 شهریور به بعد میاد حالا جالبه من قبلش یه مسافرت هم دارم کاش میشد آزمایشها رو زودتر بدیم و یا سفرو عقب بندازیم  ولی نمیشه چون همسفرام چیزی از موضوع نمیدونن نمیتونم دلیلی براش بیارم حالا باید با استرس برم مسافرت البته دلم روشنه و میدونم خدا بهمون رحم میکنه

خدایا به امیدت

پنج شنبه و جمعه با دختر عموم و شوهرش رفتیم ییلاق بابام رینه ، خونه عموم ولی هوا گرم بود دو روز خوردیم و خوابیدیم تنها کار مفیدی که انجام دادیم این بود که همدیگرو خیس کردیم و حسابی سرحال اومدیم

خوب اون سفری که حرفشو زدم کنسل شد  و دلیلش ماموریت پندار بود

دیگه تو هفته گذشته یه شب رفتیم قائمشهر و یه شب رفتم استخر که واقعا شلوغ و کثیف بود و یه شب هم با مامانم و خالم و بر و بچز به سرمون زد ساعت 9 شب از آمل راه افتادیم رفتیم بابلسر یه سری به مراکز خریدش زدیم و از اونطرف رفتیم ساری جگر و بستنی خوردیم و تا برگردیم ساعت 3 صبح شده بود جالبه ساعت 1 بعد از نیمه شب خرید هم کردیم دور از جون همه خانمهای خوب مثل این ولگردا شده بودیم ولی خوب برای خودش شب خوبی بود

/ 27 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ویانا

عزیزم سلام ایشالا که جواب ازمایشات خوب باشه حالا چرا نمیگی که چیه؟

لیلی اسدی (خاله آوین)

سلام سحر جونم مبارک باشه . به سلامتی و دل خوش . ان شالله بقیه اش هم جور میشه[گل] ان شالله جواب آزمایشها هم خوب باشه و نگرانیات برطرف بشه عزیزم[لبخند] راستی نماز روزه هات قبول باشه[چشمک]

آرام

انشاءالله که عاقبت همه چیز به خوبی و خوشیه عزیزم. از باران عکس گذاشتم، پیشمون بیا

ناهیدمامان امیرعباس

سلام سحرخانم گل[گل] خوبی عزیزم . خونه خریدن مبارک باشه [ماچ] نمازو روزتون هم قبل باشه . وای پیش شما که هوا خوب و خنکه ما چی میکشیم از این گرما[زبان]

`پري

خانومی عبادت قبول خونهتم مبارک باشه بیا مارم ببر ددر[تایید][ماچ]

`پري

خانومی عبادت قبول خونهتم مبارک باشه بیا مارم ببر ددر[تایید][ماچ]

ناعمه

روزه نمازت قبول سحر جان منم مثل توام سر لاک ناخن ولی باید تحمل کرد چه کنیم دیگه مبارک باشه غصه نخور پولشم جور میشه نگران نباش

ماهنوش

نماز و روزهات قبول باشه عزیزم [ماچ] .. ان شالله که خونه رو اگه صلاحه به سلامتی میخری عزیزممم... ان شالله که اون موضوع هم ختم به خیر میشه سحر جان .. تو این شبهای عزیز حتما دعا میکنم .[قلب]

بهار

مبارکه عزیزم ... پول خونه جور منیشه ما 60 کم داشتیم جور شد دو ماهه ... خدا میرسونه ... نفروشینا